الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )

127

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)

كه او از آن به وجود آمده ، با عقلش سرشته شده ، و اما آن‌كه با او سخن مىگويى و او همهءسخنان تو را فرا مىگيرد ، و بعد از آن ، تو را بر آنچه گفته‌اى جواب مىگويد ، اينك آن است كه عقلش در شكم مادرش در او تركيب شده . اما آن‌كه سخنى كه دارى با او مىگويى و مىگويد كه دو مرتبه بگو ، اينك آن است كه عقلش در او تركيب شده بعد از آن‌كه بزرگ شده است ، و به اين جهت به تو مىگويد كه دو مرتبه بگو » . 28 / 28 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند از احمد بن محمد ، از بعضى از آنان كه آن را مرفوع ساخته‌اند ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود كه : « رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه : چون مردى را ديديد كه بسيار نماز مىكند و روزه بسيار مىگيرد ، به او تفاخر و مباهات مكنيد ، تا نظر نماييد و ببينيد كه عقلش چگونه است » . 29 / 29 . بعضى از اصحاب ما روايت كرده‌اند و آن را مرفوع ساخته‌اند ، از مفضّل بن عمر ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه آن حضرت فرمود كه : « اى مفضل ، رستگارى نمىيابد آن‌كه عقل ندارد و آن‌كه علم ندارد ، عاقل نمىشود و فكر نمىكند . و زود باشد آن‌كه مىفهمد برگزيده و بزرگوار گردد ، و آن‌كه حلم ورزد و بردبارى نمايد فيروزى يابد . و علم و دانش ، سپر است از براى آنچه ناشايسته باشد ، و راست‌گويى عزت است ، و جهل خوارى است ، و فهم بزرگوارى است ، و بخشش موجب فيروزى يافتن و آسان شدن كار و روا شدن حاجت است ، و خوش خلقى باعث جلب دوستى مردمان است ، و آن‌كه بر روزگار خويش عالم و داناست ، آشفتگىها ناگهان بر او وارد نشود . هوشيارى و دورانديشى ، موجب بدگمانى مىشود و واسطهء در ميان مرد و حكمت ، نعمت عالم است ( و آن ، لذتى است كه در حل مشكلات مىيابد ) . و جاهل ، در ميان اين دو ، محروم است ( حاصل معنى ، آن‌كه عالم ، به نعمت خود لذت مىبرد و جاهل ، بهرهء از آن ندارد ) . خدا ، دوست آن است كه او را بشناسد ، و دشمن آن است كه معرفت او را بر خود ببندد ، و عاقل ، آمرزگار است ( كه از بدىها مىگذرد ) . و جاهل ، غدار و مكار و خيانت كار . و اگر خواهى كه مردم تو را گرامى دارند ، نرمى پيشهء خويش گردان و اگر خواسته باشى كه تو را خوارى رسانند ، درشتى كن . و آن‌كه اصلش گران مايه باشد ، دلش نرم خواهد بود ، و آن‌كه سرشت و بنيادش درشت باشد ، جگرش سخت مىباشد ، و آن‌كه پيش دستى كند ، در ورطهء هلاكت گرفتار شود ( كه بيرون آمدنش از آن دشوار باشد ) . و آن‌كه از عاقبت و آخر چيزى